أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
695
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
ديسقوريدس : اين « خراز الصخور » 12 است . و اما طحلب نزد عربها به معناى « آن چيزى است كه روى آب شناور » است . ذو الرّمّة گفته است : پوشيده از طحلب و لجن ، چشمه ز هر سو * غوكها و ماهىها 13 در آن پرهياهو ابن دريد : اگر مدت زيادى بگذرد و طحلب خشك شود ، آنگاه آن را « خثّ » 14 [ مىنامند ] . درست الضخرة يعنى آن [ سنگ ] از طحلبى كه آن را پوشانده سبز شده است . جاحظ : طحلب خشك ، همانند درختى در كرمان ، در آتش نمىسوزد . صليبى ساخته از آن بر گردن راهبى بود و او مردم را با آن مىفريفت . مىپندارند كه آن از « چوب صليب » 15 [ ساخته شده بود ] . مىگويند كه اين نزديك خبيص بود . ابو تمّام : برداشتم پردهء آب را كه * بود ديرى [ زير ] طحلب بسيار طحلب [ مادهاى ] سبز است كه در كنار آب قرار دارد و عرمض 16 آن چيزى است كه به صورت تار عنكبوت روى آب ديده مىشود و آن را مىپوشاند . مىگويند كه پوشش سبز روى آب عرمض و طحلب است . پولس : « طحلب روى زمينى » بر درخت بلوط ، گردو و صنوبر نر كه قطران 17 از آن [ به دست مىآيد ] يافت مىشود . شعر البحترى : بامداد آغاز شده از سوهاى گوناگون * گويى آب مىدرخشد از زير طحلب ابو حنيفه : عرمض و غلفق 18 سبزىاى است كه آب را مىپوشاند ، اما اگر در كنارش باشد ، آنگاه طحلب [ ناميده مىشود ] . المشاهير : عرمض - طحلب ضخيم است . ( 1 ) . يا طحلب ( Lane ، 1831 ) - Lemna minor L . ؛ سراپيون ، 488 ؛ ابو منصور ، 389 ؛ ابن سينا ، 307 ؛ ميمون ، 170 ؛ عيسى ، 15 106 . ( 2 ) . قس . ديوسكوريد ، IV ، 72 . ( 3 ) . عدس الماء - همارز يونانى ، ديوسكوريد ، IV ، 72 ؛ نك . شمارهء 695 . ( 4 ) . الطحلب البحرى ، در ديوسكوريد ( IV ، 81 ) به صورت عنوانى جداگانه به نام - Corallina officinalis L . آمده است ؛ عيسى ، 15 57 .